نوزیوا

قلبها را باید شست، جور دیگر باید زیست

نوزیوا

قلبها را باید شست، جور دیگر باید زیست

آخرین مطالب

آهای خبردار

سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۲۴ ب.ظ

بسم الله...

آهای خبردار! مستی یا هشیار؟ خوابی یا بیدار؟

من در این شب سیاه و تاریک از چپ و از راست جار می‌زنم «آهای غمی که مثل یه بختک رو سینه‌ی من شده ای آوار»، دستانت را از گلوی من برندار، بمان و بگذار گرمی دستانت را روی گلویم احساس کنم. نرو که کوچه های شهر پر از ولگرد است و شهر پر از مرد و نامرد. می دانم که باغ داریم تا باغ و من، آن باغ پرخار بودم. می دانم مرد داریم تا مرد؛ اما من اکنون آن مرد بر سر دارم. من آن نسیم نیستم که پی ولگردی رفت؛ من آن پاییزم اما پی مردی آمده ام. پر از دردم اما ماه آسمان از این درد دق نخواهد کرد... «آهای غمی که مثل یه بختک رو سینه ی من شده ای آوار، دستانت را از گلوی من برندار»

یا حق

  • مسیحا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی